تبلیغات
خانه زبان انگلیسی Top Blog
وبلاگ برتر در تاپ بلاگر
" />
نویسنده : داود اخلاقی

نکات بسیار مهم آزمون رایتینگ آیلتس (بخش اول)


استاد حامد رفیعی فوق لیسانس زبان انگلیسی و نویسنده کتاب 400 Usefull Essays for IELTS Writing

اشاره:
در این مقاله دو بخشی استاد رفیعی مهمترین تکنیک های رایتینگ آیلتس را به شما آموزش می دهد. توجه داشته باشید که به کار بردن این تکنیک ها می تواند نمره بسیار بالایی برای شما داشته باشد.

آزمون رایتینگ آیلتس مشتمل بر 60 دقیقه با دو بخش است.

بخش1- یک نمودار یا جدول به شما عرضه می شود و شما باید تقریبا یک مبحث 150 لغاتی را در حدود 20 دقیقه در

مورد آن بنویسید. باید نمودار یا جدول را ارزیابی کنید ، یادداشتهای خود را سازماندهی کنید و انها را در یک شرح

منسجم و بی تناقص گسترش دهید.

بخش 2- موضوعی به شما ارائه می شود و شما باید تقریبا شرحی 250 لغتی و در حدود 40 دقیقه در مورد آن

بنویسید. هیچ جواب درستی برای ان موضوع وجود ندارد. شما باید موضوع را ارزیابی کنید، یادداشتهای خود را

سازماندهی کنید و آنها را در یک واکنش منسجم و بی تناقص گسترش دهید.

به شما در مورد اینکه تا چه مقدار می توانید انگلیسی نوشتاری استاندارد را مورد استفاده قرار دهید، یادداشتهای

خودرا سازماندهی و شرح دهید و آنها را با دلایل و مثالها توضیح دهید، نمره داده خواهد شد.

اندیشه ناگهانی

سه تا پنج دقیقه اول را صرف فکر بکر در اندیشه خود کنید. هر عقیده ای را که در مورد جدول یا نمودار در ذهنتان

وجود دارد، یادداشت کنید. هدف این است که همه اطلاعات مربوطه از شکافهای حافظه شما دریافت شود. در این

مورد، هر چیزی روی کاغذ آورده می شود. هر عقیده ای را یادداشت کنید، علیرغم اینکه در ابتدا چگونه به نظر می

رسد. می توانید هم از کاغذ چرکنویس و هم از واژه پرداز استفاده کنید تا سریعا افکار و عقاید خود را یادداشت کنید.

در هر حال واژه پرداز به شدت مورد استفاده قرار می گیرد، مخصوصا اگر شما یک تایپیست سریعی باشید.

توانایی از راه تنوع

بهترین یادداشتها شامل تنوع مثالها و دلایل می باشد. چنانکه فکر بکری داشته باشید ، جنبه های دیگر را مورد

بررسی قرار دهید. نه تنها برای هر موضوعی دو جهت وجود دارد، بلکه جنبه های غیر شمارشی هم که می توان آنها

را بررسی کرد وجود دارد. در هر موضوعی ، گروههای مختلف موثر هستند، با دسترسی زیاد همان برداشت یا حالت

، اما از طریق کوره راههای گوناگون. سعی کنید موضوع را تا جایی که می توانید از جنبه های مختلف ببینید. از هر

زاویه و از هر موقعیت مناسب به این قضیه نگاه کنید. هر چقدر از دلایل متفاوت استفاده کنید، یادداشتها متعادل تر

می شوند و نمره بهتری می گیرید.

مثال

موضوع شغل ازاد، دو جهت ندارد. عرضه ان بر سیاستمداران، تولید داخلی (آمریکا) ، تولیدات داخلی ، اقتصاد امریکا ،

اقتصاد جهانی ، پیمان استراتژیک ، خرده فروشان ، کلی فروشان، مصرف کنندگان، اتحادیه ها، کارگران، و مبادله

چیزهایی از کالا بزرگتر، مانند عقاید، باورها، و فرهنگها تاثیر می گذارد. هر چه بیشتر به این زوایایی دسترسی پیدا

کنید ، استدلال شما مستحکم تر و حالات شما قوی تر خواهد شد.  

بعلاوه، از اطلاعاتی که مربوط به چگونگی تاثیر موضوع بر افراد دیگر است ، استفاده نکنید. از تجربیات و دیدگاههای

خودتان بطور آزاد استنباط کنید. یک تجربه شخصی را که داشته اید و احساسات خودتان را از ان لحظه شرح دهید.

هر چیزی را که در جامعه می بینید یا در اجتماع مشاهده می کنید ، می تواند در مورد دوره بیشتر حالات شما در

موضوع گسترش یابد.

یک عقیده اصلی را انتخاب کنید

زمانی با جریان خلاق خود کار ها را انجام می دادید، صبر کنید و انها را مرور کنید.

کدام عقیده را می توانستید با اطلاعات بیشتری بیان کنید؟ تقریبا این امر مهم است که نموداری را که به شما اجازه

خواهد داد تا یک پوشش دقیق و فراگیر از نمودار و جدول داشته باشید ، انتخاب کنید. این امر مربوط به گناه شخصی

شما نمی باشد، اما مربوط به نوشتن یک شرح عقلانی و فشرده می باشد.

باغ را وجین کنید

هر باغ عقاید را باید وجین کرد. عقایدی را که به ذهنتان خطور می کند، قطعه های بدون هدف اطلاعات ارزش امیخته

می شود. بطور منظم جلو بروید و انهایی را که بهترین هستند ، انتخاب کنید. بهترین عقاید نکته های قوی هستند که

برای نوشتن چند جمله یا پاراگراف ، آسان باشند.

یک جریان منطقی ایجاد کنید

اکنون که می دانید از کدام عقیده می خواهید استفاده کنید و بر انها تمرکز و سازماندهی کنید. نکته های نوشتاری

خودرا در یک برنامه منطقی قرار دهید. عقایدی را که بر روی انها تمرکز می کنید، دارا خواهید شد و باید آنها را در

سکانسی که در یک کوره راه صاف، محسوس از نقطه به نقطه جاری می شود تا اینکه خواننده از یک عقیده در کوره

راه منطقی به عقیده دیگر به آرامی حرکت کند. خواننده ها باید احساس تداومی مانند اینکه یادداشتهای شما را می

خوانند، داشته باشند. شما نمی خواهید یادداشتی داشته باشید که به عقب و جلو بپرد.

موتور خود را روشن کنید

شما یک جریان منطقی از طرحهای اصلی دارید که برنامه نوشتاری را آغاز می کنید. موضوعی را در سکانسی که

برای خودتان قرار داده اید، توسعه دهید. خودتان قدم بردارید. برای هر کدام از طرحهایی که انها را گسترش می

دهید ، زمان زیادی صرف نکنید. برای همه آنها زمانی داشته باشید. اطمینان داشته باشید که نظاره گر زمان خود

خواهید بود. اگر برای نوشتن طرحهای خود 20 دقیقه زمان داشته باشید و 10 عقیده داشته باشید ، می توانید فقط

برای هر طرح 2 دقیقه زمان استفاده کنید. برای آموختن اطلاعات زیادی در مورد وازه ها در مدت زمان کوتاهی، دلهره

آور می شود ، اما اگر خودتان قدم بردارید، می توانید همه انها را انجام دهید. اگر احساس کردید که جلو افتاده اید ،

کار را تندتر کنید. هر طرحی  را سریعتر بنویسید ، با صرف زمان کمتر برای توسعه طرح و از آن ذخیره بردارید.

وقتی توسعه طرحی را به پایان بردید ، برگردید به دوره گره گشایی، جایی که طرحهای خود را می نوشتید. جلو بروید

و طرحهایی را که راجع به آنها می نویسید پاک کنید. این عمل به شما اجازه می دهد که به چیزهایی که نیاز دارید

راجع به چیزهای بعدی بنویسید، مشاهده کنید و همچنین به شما اجازه می دهد که خود اقدام کنید و آنچه را که

برای حفاظت قرار داده اید، ببینید. 




دیدگاه ها : () 




آخرین ویرایش: - -

چگونه لغات IELTS را یاد بگیریم (بخش اول)

چهارشنبه 2 مرداد 1392 01:18 ق.ظ

نویسنده : داود اخلاقی

چگونه لغات IELTS را یاد بگیریم (بخش اول)


استاد حامد رفیعی فوق لیسانس زبان انگلیسی و دارنده مدرک Delta و Celta از دانشگاه کمبریج انگلستان

اشاره:
در این مقاله استاد رفیعی 10 ترفند بسیار مهم در یادگیری لغات آیلتس را به شما آموزش می دهند. در بخش اول 5 ترفند و باقی آن در بخش دوم آمده است.

پیشرفت یادگیری لغات شما باید اولویتی برای هر كاندید IELTS باشد. سوال این است كه چگونه این عمل را انجام

دهید. ده رهنمود عالی وجود دارد و برای انجام این كار واقعا عملی، برای هر رهنمودی تعدادی سوالات و منابع

پیوسته برای شما ارائه می دهیم. این رهنمودها چنانكه به لیست نگاه كنید، بیشتر  حالت عملی و كمتر حالت عادی

دارد.  

1- برای خودتان زمان قرار دهید

یادگیری لغات ، زمان می برد و اجبار در پروسه، اشتباه می باشد. اگر تلاش كنید كه سریعا تعداد زیادی لغات یاد

بگیرید ، می توانید فقط گیج شدن خود را بالا ببرید. در هر روز 5 لغت یادگیری ، مناسب تر از 20 لغت است. در هر روز

5 لغت به معنای 30 لغت در هفته است.

2- آرام باشید

این یكی ممكن است باعث شود آموزگاران ناآشنا ، شما را تشویق كنند تا آنجا كه ممكن است فعال شوید. چیزهایی

در اینجا وجود دارد . با استفاده از آنها لغات را یاد می گیرید و استفاده  از لغات می تواند شامل خواندن، نوشتن،

صحبت و گوش كردن باشد. با تمركز بر مهارتهای ساكن( خواندن و گوش كردن) خودتان را در معرض تعداد زیادی از

لغات بیشتر از 5 لغت در روز قرار می دهید. مهم تر ازآن ، کاربرد لغات را یاد می گیرید – لغات دیگر در کجا قرار دارند و

شکلهای مختلف لغات را خوب یاد می گیرید . منظور من از آرام بودن چیست؟ بارها و بارها انگلیسی بخوانید و گوش

کنید.

این دسترسی ساکن ، زمان می برد و کارهم باید انجام داد. از هر معلمی چیزهایی بپرسید و انها به شما خواهند

گفت که بهترین نویسنده، کسانی هستند که زیاد می خوانند و بهترین گویندگان کسانی هستند که خوب می

شنوند.

هر چیزی که به نظرتان جالب است بخوانید و گوش کنید. اگر علاقه مند باشید ، مغز شما کار را آغاز خواهد کرد. اگر

مغز شما کار را شروع کند، احتمال زیادی دارد که لغاتی را که می شنوید یا می خوانید، آنها را بررسی کنید. در

نتیجه، چنانکه در معرض لغات زیادی قرار بگیرید، مهم نیست چه چیزی بخوانید. این کار می تواند مؤثر  باشد.

 3- فعال باشید

آرام بودن خوب است ، ولی فعال بودن هم چیز خوبی است. فعال بودن به روند یادگیری سرعت می بخشد. اگر

زمانی را به بطور فعال برای تمرکز بر لغات صرف کنید، وقتی در حال خواندن و نوشتن باشید، در مورد لغات بیشتری

شروع به ” توجه کردن“ می کنید . این برداشت از ” توجه “ در میان معلمین زبان بسیار رایج است. فعال بودن به این

معنی است که هر روز زمانی را برای خود قرار دهید تا یادگیری زبان برای خود را مشخص کنید.

4- هجی کردن را یاد بگیرید

عزیزم هجی. هجی کردن در IELTS بسیار مهم است. چنانکه چیزی بگویید برای همه ناآشنا به نظر می رسد، در

گوش کردن خیلی مهم است، زمانی که بیشتر از دو گروه منفی بر نمره شما اثر بگذارد. البته هیچ گلوله جادویی

وجود ندارد در زمانی که هجی کردن در میان باشد ، ولی مهارتهای معینی وجود دارد که به شما کمک می کند که

چگونه لغات را هجی کنید.

یک کلید می تواند هجی کردن را به عنوان تمرین نگاهی و نه به عنوان تمرین شنودی قلمداد کند. بخشی از مشکلات

هجی کردن انگلیسی این است که انچه را که می گوییم و می نویسیم ، اغلب دو چیز مختلفی هستند. پیشنهاد من

این است که به لغت نگاه کنید ، ان را تکرار کنید ، چشمان خود را ببندید و با چشمان بسته به آن نگاه کنید و خود را

بیازمایید. این عمل، کمی زمان می برد ولی مفید می باشد . آنچه که کشف می کنید این است که بعد از چندین

تمرین، وارد جریان دیدن لغات بدون اجبار در یادگیری هجی کردن آن می شوید.

5- لیست لغات آکادمیک، لغات مناسب را یاد بگیرید

این کار بزرگی است. همه ما فقط انرژی عقلانی داریم پس اگر برای یادگیری لغات ، زمان صرف کنید، فقط قابل درک

است که اطمینان می دهد که لغات مناسب برای IELTS را یاد می گیرید. اشتباه برزگ این است كه لغتی را ببینید و

معنی آن را متوجه نشوید و فكر كنید كه آن لغت مهم باشد. همه لغات، بطور مساوی مهم نیستند. شما می خواهید

انرژی خود را بر روی لغاتی كه از آنها زیاد استفاده می كنید ، تمركز كنید. این كار، غیر معقول است كه انرژی و زمان

خود را بر روی لغاتی كه كمتر از آنها استفاده می كنید ، صرف كنید. پیشنهاد من این است كه بر روی لغات آكادمیك

متمركز شوید. در اینجا 570 لغت وجود دارد كه در نوشته های آكادمیك ، خیلی عمومیت دارد. نقطه كلیدی در اینجا

این است كه لغات ، واقعا آكادمیك نیستند. در عوض، آنها لغات عمومی هستند كه همه آنها كاربرد عمومی دارند. در

واقع، بیشتر دانش آموزان وقتی به لیستی نگاه می كنند كه بیشتر آنها لغات آسانی هستند، متعجب می شوند.

آسان بودن می تواند خوب باشد.

یك سوال جالب برای IELTS در اینجا، copy/paste كردن یكی از مقاله های خودتان در بخش جالب تر AWL است.

من پبشنهاد می كنم كه شما در هر مقاله از هر 10 لغت آكادمیك استفاده كنید. اگر اشتباه كنید، شاید از زبان،

اشتباه استفاد ه كنید.




دیدگاه ها : () 




آخرین ویرایش: - -

مهمترین تکنیک های لیسنینگ در آیلتس

چهارشنبه 2 مرداد 1392 01:17 ق.ظ

نویسنده : داود اخلاقی

مهمترین تکنیک های لیسنینگ در آیلتس



اشاره:
در این مقاله بی نظیر استاد رفیعی مهمترین تکنیک های لیسنینگ در آیلتس را به شما آموزش خواهند داد. با خواندن این مقاله پیشرفت بسیار چشمگیری در این مهارت خواهید داشت.

نکات کلیدی در listening

زمان: حدوداً 30 دقیقه

توضیحات قبل از سوال را به دقت مطالعه کنید نه فقط یک سطحی، هر قسمت توضیحات مختص به خود را دارد.

سعی کنید خود ار بجای گوینده نوار بگذارید و پش بینی کنید که چه میخواهید بگوید. این کار سخت است ولی

به تمرکز شما کمک می کند.

اگر میخواهید نمره بالابی بگیرید باید حتما قسمت اول و دوم listening  که آسانتر است را کامل جواب دهید.

به دیکته کلماتی که مینویسید دقت کنید.

اگر سوال سخت بود یا گوینده خیلی سریع صحبت کرد حول نشوید و به خود مسلط باشید. سعی کنید همزمان

که گوش می دهید بخوانید و بنویسید، این کار با تمرین زیاد ممکن می شود.

هیچ سوالی را بدون جواب نگذارید اگر جوابی را ندانستید حدس بزنید. نمره منفی ندارد.

هنگامی که دارید listening خود را با تمرین تقویت میکنید باید مرتب خود را محک بزنید و این کار را با تست زدن

انجام دهید.

تعداد سوال: دفترچه ای حاوی چهل سوال در 4 بخش

نوار امتحان listening فقط یکبار پخش میشود.

قبل از پخش نوار فرصت دارید تا سوالها را مرور کنید. معمولاً 30 ثانیه.

پس از پایان یافتن هر بخشف فرصت دارید تا جوابهای خود را بازبینی نمایید. حدوداً 30 ثانیه.

پاسخها ترجیحا ابتدا در دفترچه سوالات نوشته شود.

با پایان گرفتن نوار ده دقیقه فرصت دارید تا جوابها را از دفترچه سوالات به پاسخنامه منتقل نمایید. در اینجا

هدفون را خارج نکنید چون زمان را به اطلاع شما میرساند.

بخش اول شامل موضوعاتی اجتماعی است و مکالمه بین دو نفر میباشد.

بخش دوم یک نفر راجع به یک موضوع اجتماعی صحبت میکند.

بخش سوم مکالمه بین چند نفر و راجه به مسائل آموزشی صحبت میکنند.

در آکادمیک و جنرال یکسان است.

در ابتدای امتحان ممکن است سیستم پخش را تست کنند و این با پخش یک یا دو جمله باشد. اگر در گوشی

شما مشکلی وجود داشت بلافاصله اعلام کنید.

ابتدای هر بخش با معرفی و مثال شروع میشود. بخش معرفی هم صوتی پخش میشود، هم نوشتاری در ابتدای

سوالات وجود دارد با دقت به آن گوش دهید.

لهجه گوینده نوار معمولاً (British) است.

از بخش اول به بخش چهار تدریجاً مشکل تر میشود.

انواع سوالات:

چهار جوابی-جواب کوتاه- کامل کردن جمله- یادداشت برداری-کامل کردن جدول-وصل کردن کلمات به هم- مرتب

کردن. معمولاً گوینده به نحوی بر روی موارد مورد نظر، تاکید بیشتری دارد.

سعی کنید قبل از شروع هر بخش از زمانی که برای شما در نظر گرفته شده(حدوداض 30 ثانیه) استفاده کنید و

با مرور سوالات، جوابها را حدس بزنید. تصاویر را با هم مقایسه کنید، به اعداد و جاهای خالی دقت کنید.

در 30 ثانیه پایان هر بخش اگر به بازبینی جوابهای خود نیاز نداشتید به قسمت بعد بروید و از این زمان برای مرور

سوالات بخش بعد استفاده کنید.

معمولاً در قسمت سوم و چهارم یکی از سوالات این است که از شما پرسیده میشود که نظر گوینده چیست،

این بطور مستقیم در متن گفته نمیشود.

اگر گفته میشود که جواب شما بیشتر از سه کلمه نباشد، بیشتر از سه کلمه ننویسید.

با انولع جدول و فلوچارت آشنا باشید.

 برای تمرین سعی کنید نوار را مکررا نگه دارید و حدس بزنید نوار چه خواهد گفت.

برای تمرین سعی کنید هر روز تلوزیون و رادیو انگلیسی زبان گوش کنید.

با طرز تلفظ اعداد و حروف انگلیسی (british) آشنا باشید.

ممکن است گاهی گوینده نوار تغیر نظر و عقیده بدهد، به اسن نکته توجه داشته باشید

هنگامیکه جوابهای خود را در دفترچه سوالات مینویسید مراقب باشید که خوانا باشد تا بعداً در خواندن آنها دچار

مشکل نشوید.

هنگام انتقال جوابها به پاسخنامه دقت کنید که جوابهای هر سوال در جای خود قرار گیرد و با دقت نوشته شود.

باید دقت داشته باشید که چه وقت گوینده به سوال بعدی میرود، این ممکن است با تغییر تن صدا باشد.

به صفتهایی که شامل عدد،رنگ و اندازه است دقت بیشتری داشته بکنید.

هنگامیکه به نوار گوش میدهید اگر لازم دیدید یادداشت های کوتاه بردارید.

هیچ وقت در یک سوال گیر نکنید اگر جواب را نمیدانید، حدس بزنید و به سوال بعدی بروید.

کلمات مهم و عنوان مکالمه معمولا بارها تکرار میشود.

در جوابهای خود به املای کلمات دقت کنید. املای غلط برابر است با از دست دادن نمره.

از وقتی که در انتهای تست برای انتقال جوابها به شما داده میشود کامل استفاده کنید و به گرامر، دیکته کلمات

دقت کنید.

وقتی جوابها را مینویسید از نوشتن مجدد سوالات جدا خودداری کنید.

تا آخرین لحظه باقیمانده جوابهای خود را کنترل کنید.

هیچ سوالی را بی جواب نگذارید، نمره منفی وجود ندارد.

در چهار جوابیها معمولاً یکی از جوابهای عقلاً اشتباه است و این اشتباه کاملاً محسوس است.

در سوالات (صحیح/غلط) به این کلمات دقت داشته باشید. Have, must ,never, always, all ,only ,to

هنگامیکه به سوالات قبل از شروع هر قسمت نگاه میکنید از خود بپرسید: گوینده کیست؟ آنها در کجا هستند؟

درباره چی صحبت میکنند؟

هنگامیکه گوینده چیزی را توصیف میکند به این کلمات دقت کنیدک رنگ، اندازه، قیمت و ...

همیشه فراتر از معنای سطحی را ببینید.

کلماتی که میشنوید معمولاً کلماتی که میبینید نیست، بلکه مشابه و هم معنی آنها است.

به ترتیب زمانی دقت کنید. چه چیز اول می آید و چه چیز بعد ازآن.

نکته مهم دیگر این است که به سوالات همان موقع که میشنوید جواب دهید و جواب خود را به بعد موکول نکنید

چون زمانی برای اینکار ندارید.




دیدگاه ها : () 




آخرین ویرایش: چهارشنبه 2 مرداد 1392 01:53 ق.ظ

چگونه لغات IELTS را یاد بگیریم (بخش دوم)

چهارشنبه 2 مرداد 1392 01:15 ق.ظ

نویسنده : داود اخلاقی

چگونه لغات IELTS را یاد بگیریم (بخش دوم)




اشاره:
بخش دوم از مقاله استاد رفیعی در رابطه با نحوه فرا گرفتن لغات در آزمون آیلتس

6- به هم خانواده لغات فكر كنید

این قسمت تا اندازه ای تكنیكی تر است. به عنوان یك زبان آموز انگلیسی، به این نیاز دارید كه بتوانید در مورد استفاده از

لغات ، انغطاف پذیر باشید. فرض كنید لغت ANALYSIS را یاد گرفته اید، این لغت را به نحوی انجام دهید كه بخشی از

AWL تشكیل شود. به هر حال، فكر كنید اگر بتوانید از ANALYTICAL, ANALYTICALLY, و ANALYSE استفاده كنید،

چقدر برای شما بهتر خواهد شد. اگرچه، AWL جزو 570 لغت نیست ، ولی جزوی از خانواده 570 لغت به شمار می

رود.

7- فقط یك لغت را یاد نگیرید- به مرتب سازی و غبارت پردازی هم فكر كنید

اگر من فقط یك لغت برای یادگیری داشتم، از این روش استفاده می كردم. نكته اینجاست كه ما از از لغات استفاده نمی

كنیم، ما از گروه لغات استفاده می كنیم، چیزی كه بعضی از معلمین زبان ، آن را قطعه می نامند.و معمولا بیشتر لغات تا

اندازه ای در تركیبات استاندارد مورد استفاده قرار می گیرند. سپس، به عنوان یك زبان آموز آنچه كه مورد نیاز است ، این

است كه تركیبات را یاد بگیرید و پیشنهاد من این است كه وقتی لغتی را یادداشت می كنید، ان تركیبات را هم بنویسید.

 

8- لغات را در گروه هم یادداشت كنید- به واژه های هم معنا فكر كنید 

یادداشت لغات باید بخشی از كار روزانه برای یاد گیری باشد. یادداشت لغت ، اولین قدم برای پیشرفت خودتان است. به

هر حال، بیشتر زبان آموزان ، این كار را از روش اشتباه استفاده می كنند. این وسوسه است كه لغتی را در ددفتر

بنویسید و همانطور كه راه می روید آنها را بررسی كنید. مشكلات این است كه خیلی زود از جایگاه لغات بی خبر می

شوید.

این مشكل نخصوصا مربوط به آیلتس  می شود. در آزمون آیلتس موضوعاتی كه  مورد نیاز است تا بتوانید صحبت كنید و

بنویسید ، این است كه تا اندازه ای پیش بینی پذیر باشید. ( خانواده، ترابری، سلامتی و غیره)

یك پیشنهاد تمرینی این است كه برای هر موضوعی یك صفحه جداگانه باز كنید. روش كار چنین است كه هر وقت لغت

جدیدی را كه می خواهید یاد بگیرید ، پیدا كنید و نزدیك لغات مشابه یادداشت كنید. این كار ، باعث می شود كه لغات را

بازنویسی نكنید. هر وقت لغتی را یادداشت می كنید، به انها نگاه كنید و لغات مشابه را بازنویسی كنید.

دیگر تمرین كه برای IELTS مفید است ، این است كه قبل از اینكه تست صحبت كردن یا مقاله ای را بنویسید، بر روی

لغات تمركز كنید. لیستی از لغاتی كه می خواهید در آن موضوع استفاده كنید ، تهیه كنید. لازم نیست از همه لغاتی كه

می نویسید یا صحبت می كنید ، استفاده كنید ولی برای طرح لغات ، بهتر بنویسید و صحبت كنید و هر وقت این كار را

انجام دهید، لغات را بهتر یاد می گیرید.

9- شنونده فعالی باشید- گوش كنید و صحبت كنید

این یكی از بحثهای مورد علاقه من است . در بالا اشاره كردم كه بهترین گوینده ، تلاش می كند تا بهترین شنونده هم

شود. چیزی كه این افراد می خواهند داشته باشند، این است كه به آرامی گوش نمی كنند به جای اینكه خوب گوش

كنند و بعدصحبت كنند. زبان آموزان ضعیف ( مثل من) وقتی لغت جدیدی را گوش می كنند كاری نمی كنند- یا ممكن

است فقط سر تكان دهند- آن لغت را یاد نمی گیرند. چیزی كه زبان آموزان فعال انجام می دهند، این است آنچه را كه

می شندند تكرار می كنند. با انجام این كار ، فقط از معنی لغت مطلع نمی شوند، بلكه از لغت برای خودشان هم

استفاده می كنند و قدم اول را برای یادگیری آن بر می دارند.

تمرین پیشنهادی من ، آشنا كردن شما با عبارت پردازیهای زیر است:

Are you saying…?

I’m afraid I don’t quite understand what you mean by…

یا لغت را با یك آهنگ در حال رشد تكرار كنید. امكانت دیگر كه برای IELTS مفید است این است:

• به متونی از BBC در اخبار یا TED گوش كنید.

• لغات كلیدی را یادداشت كنید ( چنانكه در قسمت شنوداری انجام می دادید )

• 5 دقیقه صبر كنید

• سعی كنید آنچه را كه یادداشتهای خود را گوش كی كنید بازسازی كنید- ممكن است خودتان ضبط كنید.

• اگر مشكلی دارید ، به آسانی دوباره گوش كنید- تكرار برای زبان آموزان مفید است.

فقط لغات جدید یاد نگیرید- لغات قدیم را بهتر یاد بگیرید

بهترین زبان، آسان ترین زبان است. چیزی كه از IELTS می دانم – سیمون با من موافق خواهد بود. ریسك مثبتی در

تلاش برای یادگیری زبان پیچیده وجود دارد كه گویندگان بومی اغلب خودشان از آن استفاده نمی كنند. بعلاوه،

اشتباهات زیادی با لغات یادگیری بوجود می آید. در دوران عملی ، چنین معنی می دهد شما باید:  

• لغاتی را كه در یك هفته یاد می گیرید، دوره كنید.

• با معلم خود فهرستی از لغاتی را كه اشتباه به كار می برید، تهیه كنید. 




دیدگاه ها : () 




آخرین ویرایش: - -

نویسنده : داود اخلاقی

نکات بسیار مهم آزمون رایتینگ آیلتس (بخش اول)


استاد حامد رفیعی فوق لیسانس زبان انگلیسی و نویسنده کتاب 400 Usefull Essays for IELTS Writing

اشاره:
در این مقاله دو بخشی استاد رفیعی مهمترین تکنیک های رایتینگ آیلتس را به شما آموزش می دهد. توجه داشته باشید که به کار بردن این تکنیک ها می تواند نمره بسیار بالایی برای شما داشته باشد.

آزمون رایتینگ آیلتس مشتمل بر 60 دقیقه با دو بخش است.

بخش1- یک نمودار یا جدول به شما عرضه می شود و شما باید تقریبا یک مبحث 150 لغاتی را در حدود 20 دقیقه در

مورد آن بنویسید. باید نمودار یا جدول را ارزیابی کنید ، یادداشتهای خود را سازماندهی کنید و انها را در یک شرح

منسجم و بی تناقص گسترش دهید.

بخش 2- موضوعی به شما ارائه می شود و شما باید تقریبا شرحی 250 لغتی و در حدود 40 دقیقه در مورد آن

بنویسید. هیچ جواب درستی برای ان موضوع وجود ندارد. شما باید موضوع را ارزیابی کنید، یادداشتهای خود را

سازماندهی کنید و آنها را در یک واکنش منسجم و بی تناقص گسترش دهید.

به شما در مورد اینکه تا چه مقدار می توانید انگلیسی نوشتاری استاندارد را مورد استفاده قرار دهید، یادداشتهای

خودرا سازماندهی و شرح دهید و آنها را با دلایل و مثالها توضیح دهید، نمره داده خواهد شد.

اندیشه ناگهانی

سه تا پنج دقیقه اول را صرف فکر بکر در اندیشه خود کنید. هر عقیده ای را که در مورد جدول یا نمودار در ذهنتان

وجود دارد، یادداشت کنید. هدف این است که همه اطلاعات مربوطه از شکافهای حافظه شما دریافت شود. در این

مورد، هر چیزی روی کاغذ آورده می شود. هر عقیده ای را یادداشت کنید، علیرغم اینکه در ابتدا چگونه به نظر می

رسد. می توانید هم از کاغذ چرکنویس و هم از واژه پرداز استفاده کنید تا سریعا افکار و عقاید خود را یادداشت کنید.

در هر حال واژه پرداز به شدت مورد استفاده قرار می گیرد، مخصوصا اگر شما یک تایپیست سریعی باشید.

توانایی از راه تنوع

بهترین یادداشتها شامل تنوع مثالها و دلایل می باشد. چنانکه فکر بکری داشته باشید ، جنبه های دیگر را مورد

بررسی قرار دهید. نه تنها برای هر موضوعی دو جهت وجود دارد، بلکه جنبه های غیر شمارشی هم که می توان آنها

را بررسی کرد وجود دارد. در هر موضوعی ، گروههای مختلف موثر هستند، با دسترسی زیاد همان برداشت یا حالت

، اما از طریق کوره راههای گوناگون. سعی کنید موضوع را تا جایی که می توانید از جنبه های مختلف ببینید. از هر

زاویه و از هر موقعیت مناسب به این قضیه نگاه کنید. هر چقدر از دلایل متفاوت استفاده کنید، یادداشتها متعادل تر

می شوند و نمره بهتری می گیرید.

مثال

موضوع شغل ازاد، دو جهت ندارد. عرضه ان بر سیاستمداران، تولید داخلی (آمریکا) ، تولیدات داخلی ، اقتصاد امریکا ،

اقتصاد جهانی ، پیمان استراتژیک ، خرده فروشان ، کلی فروشان، مصرف کنندگان، اتحادیه ها، کارگران، و مبادله

چیزهایی از کالا بزرگتر، مانند عقاید، باورها، و فرهنگها تاثیر می گذارد. هر چه بیشتر به این زوایایی دسترسی پیدا

کنید ، استدلال شما مستحکم تر و حالات شما قوی تر خواهد شد.  

بعلاوه، از اطلاعاتی که مربوط به چگونگی تاثیر موضوع بر افراد دیگر است ، استفاده نکنید. از تجربیات و دیدگاههای

خودتان بطور آزاد استنباط کنید. یک تجربه شخصی را که داشته اید و احساسات خودتان را از ان لحظه شرح دهید.

هر چیزی را که در جامعه می بینید یا در اجتماع مشاهده می کنید ، می تواند در مورد دوره بیشتر حالات شما در

موضوع گسترش یابد.

یک عقیده اصلی را انتخاب کنید

زمانی با جریان خلاق خود کار ها را انجام می دادید، صبر کنید و انها را مرور کنید.

کدام عقیده را می توانستید با اطلاعات بیشتری بیان کنید؟ تقریبا این امر مهم است که نموداری را که به شما اجازه

خواهد داد تا یک پوشش دقیق و فراگیر از نمودار و جدول داشته باشید ، انتخاب کنید. این امر مربوط به گناه شخصی

شما نمی باشد، اما مربوط به نوشتن یک شرح عقلانی و فشرده می باشد.

باغ را وجین کنید

هر باغ عقاید را باید وجین کرد. عقایدی را که به ذهنتان خطور می کند، قطعه های بدون هدف اطلاعات ارزش امیخته

می شود. بطور منظم جلو بروید و انهایی را که بهترین هستند ، انتخاب کنید. بهترین عقاید نکته های قوی هستند که

برای نوشتن چند جمله یا پاراگراف ، آسان باشند.

یک جریان منطقی ایجاد کنید

اکنون که می دانید از کدام عقیده می خواهید استفاده کنید و بر انها تمرکز و سازماندهی کنید. نکته های نوشتاری

خودرا در یک برنامه منطقی قرار دهید. عقایدی را که بر روی انها تمرکز می کنید، دارا خواهید شد و باید آنها را در

سکانسی که در یک کوره راه صاف، محسوس از نقطه به نقطه جاری می شود تا اینکه خواننده از یک عقیده در کوره

راه منطقی به عقیده دیگر به آرامی حرکت کند. خواننده ها باید احساس تداومی مانند اینکه یادداشتهای شما را می

خوانند، داشته باشند. شما نمی خواهید یادداشتی داشته باشید که به عقب و جلو بپرد.

موتور خود را روشن کنید

شما یک جریان منطقی از طرحهای اصلی دارید که برنامه نوشتاری را آغاز می کنید. موضوعی را در سکانسی که

برای خودتان قرار داده اید، توسعه دهید. خودتان قدم بردارید. برای هر کدام از طرحهایی که انها را گسترش می

دهید ، زمان زیادی صرف نکنید. برای همه آنها زمانی داشته باشید. اطمینان داشته باشید که نظاره گر زمان خود

خواهید بود. اگر برای نوشتن طرحهای خود 20 دقیقه زمان داشته باشید و 10 عقیده داشته باشید ، می توانید فقط

برای هر طرح 2 دقیقه زمان استفاده کنید. برای آموختن اطلاعات زیادی در مورد وازه ها در مدت زمان کوتاهی، دلهره

آور می شود ، اما اگر خودتان قدم بردارید، می توانید همه انها را انجام دهید. اگر احساس کردید که جلو افتاده اید ،

کار را تندتر کنید. هر طرحی  را سریعتر بنویسید ، با صرف زمان کمتر برای توسعه طرح و از آن ذخیره بردارید.

وقتی توسعه طرحی را به پایان بردید ، برگردید به دوره گره گشایی، جایی که طرحهای خود را می نوشتید. جلو بروید

و طرحهایی را که راجع به آنها می نویسید پاک کنید. این عمل به شما اجازه می دهد که به چیزهایی که نیاز دارید

راجع به چیزهای بعدی بنویسید، مشاهده کنید و همچنین به شما اجازه می دهد که خود اقدام کنید و آنچه را که

برای حفاظت قرار داده اید، ببینید. 





دیدگاه ها : () 




آخرین ویرایش: - -

"اصطلاح روز settle a score

چهارشنبه 2 مرداد 1392 01:04 ق.ظ

نویسنده : داود اخلاقی
"اصطلاح روز settle a score"-همراه توضیح و عکس
[تصویر:  settle_score.jpg]

این اصطلاح یعنیصاف کردن حساب یا مجازات کردن افرادی که تو گذشته آدم رو اذیت کردن و معمولا با with میاد

settle a score  : to punish someone because they have done something to hurt you in the past 


Example : Police believe the killer was a gang member settling a score with a rival gang



دیدگاه ها : () 




آخرین ویرایش: - -

اصطلاح روز world is one's oyster

چهارشنبه 2 مرداد 1392 12:58 ق.ظ

نویسنده : داود اخلاقی
اصطلاح روز world is one's oyster" + توضیح و عکس
[تصویر:  oyster.png]

the world is (one's) oyster یه اصطلاحه که معنیش میشه دنیا به کام کسی بودن، همه چیز بر وفق مراد بودن

[تصویر:  oyster1.png]
Exclamation کلمه oyster به صدف هایی گفته میشه که مروارید تولید می کنن

[تصویر:  oyster.jpg]



دیدگاه ها : () 




آخرین ویرایش: - -

اصطلاح روز fighting fit

چهارشنبه 2 مرداد 1392 12:52 ق.ظ

نویسنده : داود اخلاقی
"اصطلاح روز fighting fit"-همراه توضیح و عکس
[تصویر:  fightingfit.jpg]

fighting fit یه صفته به معنی حسابی سالم و سرحال بودن

fighting fit :in excellent health

Examples
Mary had responded to treatment and seemed fighting fit
She was fighting fit after 10 weeks of intense physical training
At 73, she's still fighting fit, walking five miles a day



دیدگاه ها : () 




آخرین ویرایش: - -

Wisdom Quotes

دوشنبه 31 تیر 1392 09:47 ق.ظ

نویسنده : داود اخلاقی
 Wisdom Quotes1. You can do anything, but not everything.—David Allen2. Perfection is achieved, not when there is nothing more to add, but when there is nothing left to take away.—Antoine de Saint-Exupéry3. The richest man is not he who has the most, but he who needs the least.—Unknown Author4. You miss 100 percent of the shots you never take.—Wayne Gretzky5. Courage is not the absence of fear, but rather the judgement that something else is more important than fear.—Ambrose Redmoon6. You must be the change you wish to see in the world.—Gandhi7. When hungry, eat your rice; when tired, close your eyes. Fools may laugh at me, but wise men will know what I mean.—Lin-Chi8. The third-rate mind is only happy when it is thinking with the majority. The second-rate mind is only happy when it is thinking with the minority. The first-rate mind is only happy when it is thinking.—A. A. Milne9. To the man who only has a hammer, everything he encounters begins to look like a nail.—Abraham Maslow10. We are what we repeatedly do; excellence, then, is not an act but a habit.—Aristotle11. A wise man gets more use from his enemies than a fool from his friends.—Baltasar Gracian12. Do not seek to follow in the footsteps of the men of old; seek what they sought.—Basho13. Watch your thoughts; they become words.Watch your words; they become actions.Watch your actions; they become habits.Watch your habits; they become character.Watch your character; it becomes your destiny.—Lao-Tze14. Everyone is a genius at least once a year. The real geniuses simply have their bright ideas closer together.—Georg Christoph Lichtenberg15. What we think, or what we know, or what we believe is, in the end, of little consequence. The only consequence is what we do.—John Ruskin16. The real voyage of discovery consists not in seeking new lands but seeing with new eyes.—Marcel Proust17. Work like you don’t need money, love like you’ve never been hurt, and dance like no one’s watching—Unknown Author18. Try a thing you haven’t done three times. Once, to get over the fear of doing it. Twice, to learn how to do it. And a third time, to figure out whether you like it or not.—Virgil Garnett Thomson19. Even if you’re on the right track, you’ll get run over if you just sit there.—Will Rogers20. People often say that motivation doesn’t last. Well, neither does bathing – that’s why we recommend it daily.—Zig Ziglar



دیدگاه ها : () 




آخرین ویرایش: دوشنبه 31 تیر 1392 09:49 ق.ظ

نویسنده : داود اخلاقی

People...


 
Anorak - No - not an article of clothing (though it means that too), an anorak is another word for a nerd or a square. Apparently originated from the anoraks that were worn by trainspotters whatever the weather. If you are described as being a bit of an anorak, beware!

Barmaid - A female bartender in a pub is called the barmaid.

Barman - The bartender in a pub is called the barman.

Barrister - An attorney that would represent you in court. Not that I know, of course!

Beefeater - This is the name given to the guards at the Tower of London and a chain of cheap steak restaurants. One is worth visiting, one is worth avoiding!

Bender - A bender is a gay man. Also referred to as a woofter and a few rather unsavoury terms that you'll have to visit England to find out!

Berk - A fool. I remember giggling every time James Burke came on telly when I was kid. Also spelt "burk". The origin is quite interesting - it is another rhyming slang word that many people don't even realise is short for "Berkeley-Hunt", who was an 1890s stage idiot. Hunt rhymes with, well use your imagination! It's OK to say berk.

Big girl's blouse - This is a nice way of saying someone is a wimp. It means someone is being pathetic. It works well for girls and blokes.

The Bill - The police, or the thing you ask for after a meal in a restaurant. In the US that is called the check.

Bint - A bint is a woman or your bird.

Bird - Your bird is your girl. A bit old fashioned and only used by your Dad or Grandad. Not very politically correct.

Bloke - A guy in American. A "good bloke" would be like a "nice guy".

Bobby - Yet another word for policeman.

Boffin - This is the word for a nerd. Usually male, a boffin would be highly intelligent, have no dress sense and probably grow up to be a mad scientist or an HTML programmer!

Bonce - Your bonce is your head! So if someone tells you to use your bonce it means "think about it".

Bristols - This is a good example of a word that most Brits would know, but not necessarily realise it was derived from rhyming slang. Bristols means breasts. If you haven't worked it out yet, bristols is short for bristol city's (a football team), city's rhymes with titties, i.e. breasts! Easy huh!

Brum - Short for Birmingham. People from brum are brummies and they speak brum, a kind of English!

Brummy - A person from Birmingham who speaks brum.

Bum chum - Another name for a gay man. We have lots of other expressions, too numerous to list here. Some of the less offensive include shirtlifter and arse bandit.

Buns - Some elderly ladies have buns on their heads. This is not a terrible deformity, the bun is actually rolled up hair in the shape of a currant bun.

Burk - Fool. I remember giggling every time James Burke came on telly when I was kid. Also spelt berk.

Busker - Street entertainer to you. Someone who makes his or her living by singing, playing or acting on the street to amuse the crowds of passers by. Busking is down to a fine art at Covent Garden in London - it's worth the trip. Reminds me of the buskers outside Quincey Market in Boston.

Butterfingers - You would call someone butterfingers if they were clumsy and dropped something.

Cack-handed - Someone who is cack-handed is clumsy. My Mum was putting her buns in the oven one afternoon and tipped the tray upside down and said she was all cack-handed. Also referred to as caggy handed in some places and means left handed in others.

Cake hole - This is another one I heard a lot as a kid. My Dad use to say "Shut your clanging cake hole". Now that I am a foot taller than him he might say something more like "Could you please be quiet"! It basically means your mouth.

Cashier - This is the person in the bank who talks to the public over the counter. You would call them tellers.

Chalk and cheese - This isn't some weird British recipe, it is short for the expression "as different as chalk and cheese". You hear it when people are bitching about other couples they know who are very different to each other. You might say like night and day.

Chap - A guy in American. Men and women are sometimes referred to as chaps and chapesses.

Chav - Another of our lovely derogatory terms for someone from the peasant underclass. Dress code is important - designer or fake designer lables, hoodies and often lots of bling. The name may come from the Council House and Vauxhall acronym as the car of choice is the Vauxhall Nova. The guys are Chavsters and the girls are Chavettes.

Christian name - This is your first name. You would see it on forms that require both parts of your name separately. We generally ignore middle initials as fairly irrelevant and avoid the use of additions like "junior" and "IIIrd", unless you happen to be a king, of course.

Chuck - Another term of endearment from up north. Pronounced more like chook. Rhymes with dook!

Chum - Your chum is your friend. We might also say mate.

Clever clogs - Same as clever dick and smart arse - this is a wise guy.

Clever dick - This is a bit of a wise guy, not performing tricks with certain parts of the body!

Clot - If someone calls you a clot, please be offended. It means you are stupid. A dim wit! Of course, if you really are a clot, then you probably won't notice!

Cloth ears - This is the polite way to call someone a deaf git! Politely put it simply means you are deaf.

Codger - An old codger is an old bloke. An old timer to you.

Copper - Either a policeman or the coins in your pocket that are not silver.

Dapper - If you are particularly well dressed, you would be described as being dapper.

Dim wit - Someone who is thick is a dim wit or just dim. Avoid using this word when addressing police in the UK, but feel free to try it in the US!

Dip stick - Apart from being something you find in your car, a dip stick is someone who is stupid or who has done something stupid. I get called it all the time!

Divvy - This is another word like dip stick for someone who is a bit stupid.

Dog's body - A dog's body is a gofer. Someone who gets all the menial tasks to do, like fetching and carrying. It doesn't mean they have four legs and a tail.

Don - I recently took a friend from Austin to Oxford to punt up the river and have a cream tea in the university. We ate in the main hall of one of the colleges and at one end there is separate table for the dons. They are the professors at Oxford or Cambridge universities.

Duck - Another term of endearment from up north. Pronounced more like "dook". Rhymes with "chook"!

Duffer - An old duffer is either someone who is not very good at something or someone who is old. Like an old geezer.

Dustman - The man who empties your dustbin. garbage collector in the US.

Estate agents - The people who can make even the most disgusting property sound desirable - real estate agents to you.

Father Christmas - Santa Claus in America, though I'm not sure he's the same bloke. I saw him in London when I was leaving for New York, and when I arrived, hey he was there too!

Fire brigade - This is the fire department. Dial 999 for a demonstration.

Flat mate - This is what you call a room mate. It's someone you share your flat with. After all the clue is in the name. Whenever an American tells me they have a room mate I worry about them sharing a room at their age - or even question their sexuality!

Flower - Whenever I visit my relatives up north I seem to be called "flower" quite often. It is simply a term of endearment. I reckon they call you that when they can't remember your real name!

Forehead - Actually this is the same word in both languages. It is just the pronunciation that is different. Generally in the US it is pronounced fore-head and in the UK it is forrid.

Fresher - During your first year at university you would be referred to as a fresher. You would be called a freshman in the US.

Gaffer - This is a word for an old bloke or a workman's boss or the foreman of a team of labourers. A "good gaffer" would be a good boss.

Geezer - Another word for bloke but mostly heard in London.

Git - I have never been able to describe this northern term for someone who is a jerk, an undesirable, a prat. "You ignorant git" is a popular use of the word.

Gob - This word is used as a noun, meaning your mouth, hence the gobstopper is used to fill it up! The other use is as a verb. You would not gob your gobstopper out as it would be rude. Some people gob on the pavement, meaning they spit green stuff out in public. Not nice.

Gooseberry - To be a gooseberry is to be the third person on a date. If two guys are in bar and one of them successfully chats up a girly, his mate becomes a gooseberry and feels a bit awkward! You would feel a bit of a gooseberry if you accompanied a couple on a date.

Grockles - This is a word I heard a lot when I was a kid in the West Country. It means tourists. So if you hear someone in the UK mention the word "grockles" they are probably talking about you!

Guard - When travelling by train, the man that collects your tickets is called a guard, not a conductor as you have in the US. Strangely if it was a bus we would call them a conductor, even though they don't have a baton and there is no orchestra in sight!

Gumby - This is mild insult that is safe to use in public when someone is not using their brain. Used with people you know usually, though you could try calling your British waiter a gumby when he brings you water with no ice in it - see where the water ends up!

Guv - I've been called "Guv" or "Guv'nor" a few times by taxi drivers in London. It's an East End expression, short for "Governor" which roughly translates as Sir, used to address a man when you don't know his name.

Gypo - A Gypsy. In England they are generally not welcomed by people. They stick their caravans on the odd bit of green space, wreck it and come around the neighbourhood offering tree cutting services and leaving a wake of suspicion.

Hooray Henry - I am not aware of an American equivalent to a hooray henry. It is a phrase that came in a few years ago to describe the young upper class. They talk like they have a plum in their mouths and say things like "OK yar"! Similar to yuppie.

Hooter - Your hooter is your nose. The clue is in the noise you make when you blow it! Some people even have one that looks like a hooter, just for effect I think. It's also the horn on a car. Just imagine how shocked Brits must be when they go to the bar you have called Hooters and they find that the waitresses all have normal noses - disappointing!

Jammy beggar - You may hear people being called a jammy bugger, jammy beggar or jammy bastard. It just means they have been lucky!

Job's worth - A job's worth is a person who is inflexible in their job, even if it means upsetting their customer. For example, if a restaurant served custard with apple pie and you wanted ice cream instead, a job's worth would be the kind of waiter who would refuse to give you ice cream because it wasn't listed like that on the menu. The excuse would be that it was more than their job's worth.

Konk - This is not a very nice way of describing someone's nose.

Lad - A young man who is somewhat boisterous and crude. As in "he's being a real lad".

Ladette - The female equivalent to the lad. Not terribly ladylike!

Landlady - The lady owner (or these days more often the manager) of a pub is called the landlady. Stems from the origin of most pubs being inns with accommodation. Many still do of course, though the name landlady applies to all pub owners, even if they have no rooms to let.

Landlord - The same as landlady except where the proprietor is a bloke!

Loaf - My Dad was always telling me to use my loaf. It means use your head and comes from rhyming slang. Loaf is short for loaf of bread, which rhymes with head.

Lollipop man - Every kid loves the lollipop man (or lady of course). They stand in the middle of the street and hold this huge lollipop up to stop the traffic as the kids cross the road. Actually it's not a real lollipop - it is a sign that tells the traffic to "STOP, CHILDREN CROSSING". Sometimes called a crossing guard in the US.

Long sighted - We say long sighted when you would say far sighted.

Lug holes - These are your ears.

Mate - Buddy or friend. You might go to the pub with your mates for a few lagers followed by a greasy doner.

Mean - We often say people are mean if they are tight fisted, stingy or hold on to their money. This often confuses my American chums who think I'm talking about people being horrid.

Minger - Not a nice word for someone who is butt ugly. Rhymes with "finger". Or you may also hear that someone is "minging", which is just another way of saying the same thing.

Morris dancer - Around May, you are likely to see a group of morris dancers, seemingly sane men who dress up in knee length britches, long socks, with ribbons flying from various parts of their bodies. They dance around poles with long sticks in their hands much to the amusement of passers by. Then they go home and don't come out until the following May.

Mother - Don't be alarmed if a British bloke says "Shall I be Mother?". This would happen when the family sit down to a pot of tea or a slice of cake and someone needs to pour or cut for everyone. Whoever gets to do the honours is being "Mother".

Mum - Mom in the US.

Namby pamby - Avoid being called a namby pamby when visiting the UK. It means you are acting like a big girl's blouse! You're being a wimp - like not having the courage to try haggis or black pudding.

Naughty bits - If you have seen the British TV show "Monty Python" you may have come across this rather silly expression for describing ones genitals.

Nobby no-mates - An imaginary name for someone with no friends. You call people this when they have not been invited to something you have, just to be horrid!

Nosey parker - Someone who sticks their nose into everyone elses business.

Nutter - Someone who is crazy would be described as a nutter - you might say a nutcase.

Old Lag - Someone who is a bit old fashioned or behind the times. A bit of a laggard.

On your tod - If you are on your tod it means you are all on your own. A more recent expression is to say you were Nobby no-mates. Ahh, sad!

Page three girl - One of the cheap and cheerful newspapers in the UK is The Sun. It is most famous for it's page three girl, a different topless girl every day. Of course, most people buy it for the news. Mmmm!

Pikey - A Pikey is a Gypo or someone who acts like one. Buys cheap, own brand goods and has no money. Shops in the the "cheap" shops and looks like it. A nice meal out might be to KFC for a bucket!

Pillock - Another mildly insulting name for someone. If someone had just done something stupid you would say "you pillock". This one is safe in front of grandparents.

Plod - The police. This one originates from an Enid Blyton character in the Noddy stories - Mr Plod the Policeman. I hope the Teletubbies don't make their way into the English language in the same way - just imagine - "I'm off to clean the carpet with the Noo Noo" or "I'm out of the closet now everyone knows I'm a Tinky Winky".

Plonker - Either another word for your penis, your John Thomas or your dick. Or an inoffensive term for someone who is a bit of a wally. Most well known in the phrase "Rodney - you plonker" from the British sitcom - Only Fools and Horses. If someone is taking the piss, or making fun of you, they would also be "pulling your plonker".

Po-faced - When we were kids, if someone told a rude joke at the dinner table and everyone laughed - sometimes my Dad would sit there po-faced. In other words he was not amused and would keep a straight face. Actually he would remember the joke for work but wasn't going to admit that to the kids was he now!! Probably derived from "poker faced".

Ponce - Poncey things and poncey people are a bit girlie! It is not exactly another word for gay but it's getting close. A ponce is also another word for pimp, who lives off a prostitute's earnings. And it also has another meaning and that is to scrounge so one might try to ponce a fag off your mate, meaning you would scrounge a cigarette.

Poofter - An extended version of the word "poof", this is how you could refer either to a gay man or to a guy who is being a bit of a nancy boy or woofter.

Posty - Your postman is the posty. You would call him the mailman.

Prefect - I hated the prefects at school. They are your peer students who are allowed to stay in at lunch times and guard the doors to keep the rest of us out in the cold and the rain - and that was just the summers! You might call them monitors though I'm not sure there is a direct translation.

Punter - Punters are customers. Originally came from the betters at the racetracks but has extended in use to mean anyone who should be persuaded to part with their money.

Randy - A friend of mine visited a company in the US and was asked to wait in the reception with a cuppa whilst the receptionist went to "get Randy". My friend said he was just hoping for a biscuit! Randy is not a name in England. It means you're horny or you're ready for sex. If your name is Randy, try alternative approaches with Brits!

Red Indian - This is an Indian from America. You just call them Indians. We use the word "Indians" to mean people from India! Well the clue is in the name!

Room mate - This is someone you share your bedroom with in a flat. We think you all share rooms because you use this expression to mean someone you share the whole flat with - get it right!

Scatty - I know lots of scatty people. Otherwise known as scatterbrains. You would probably call them whacky but probably not whackerbrains!

School leaver - This is what we call a college graduate. Next stop - work or university.

Scouse - This is the language used by Liverpudlians (people from Liverpool, like me!). It is basically English but hard to understand. Rhymes with "house".

Scouser - Someone from Liverpool would be a scouser.

Scrubber - This is a nasty way of referring to a loose woman. Similar to tart or floozy.

Septic - Try not to be offended, but this means an American. It's actually the rhyming slang for yank. Septic is short for "septic tank" and tank rhymes with yank. Now you know!

Shareholder - Someone who owns shares in a company. You would call them stockholders.

Short sighted - We say short sighted when you would say near sighted.

Sideboards - Sideburns in the USA - though we say both words here.

Skiver - A skiver is someone who evades something. For example a truant is someone who skives off school instead of studying - I should know!

Slag - A slag or an "old slag" is not a very nice way of describing a woman who is a bit loose, a bit of a slapper.

Slapper - A less offensive word than slag, this is another way of calling someone a tart, a major flirt.

Smart arse - No - not a "clever bottom", this is someone who is a bit too clever for their own good. A wise guy. Often used to describe someone who has an answer for everything.

Solicitor - This is our word for an attorney. So when we see signs in the US that say "No Soliciting" it sounds like attorneys are not welcome there. Well where are they welcome exactly?

Sponger - Someone who borrows or begs and does nothing to earn their own money. People sponge off their friends or some who refuse to work and collect dole money sponge off the state.

Spotty youth - This is a generic term used by older people to refer to teenagers. The "spotty" refers to the fact that they may well have acne.

Sprog - A baby. Most people have between 2 and 3 sprogs in the UK. Except the Catholics who have lots!

Squire - "Morning squire" is something you may hear in England. Squire is used to mean Sir.

Staff - We use this word to refer to the employees in a company in general.

Swot - We used to call the boys at school "girlie swots" if they preferred to do homework and study, rather than proper kids things like shoplifting and hiding from teachers. It was not cool to be a swot. Funny how they all ended up with the best jobs though - must be a coincidence!

Tart - You old tart! That's what you'd say to someone whose morals are a little loose. A bit too much flirting. Normally you'd hear people being described as having been a tart after the office Christmas party, if they were caught snogging their secretary! People may also dress like a tart - maybe if their skirt is too short! Used to apply only to women but these days it is a mild insult used for both sexes.

Thick - If someone is thick it means they are stupid. You might hear it said that someone is "thick as shi*" - that means they are really stupid! Thicko is a nicer way of saying someone is stupid though - try it on your friends!

Toff - A toff is someone who is rather well spoken, upper class and looks down on the rest of us. My mate calls them "posh gits".

Trainspotter - Not your mate. Not that you'd admit to anyway. A trainspotter is a particularly sad breed of middle-aged man, usually wearing a cardie and an anorak. He stands on the end of railway station platforms and writes down the registration numbers of trains. Fun eh? Pretty close to a nerd in American.

Tramp - This is a homeless person who begs on street corners. We don't use this word in the flirting sense that you have.

Turf accountant - This is one of the words we use to describe a bookie. You will see it outside their shops. We also use the expression "betting shop". The best place to bet, though, is on the racecourse - great fun.

Ulcer - When I got an ulcer in Austin I went to about 5 drug stores before I found someone who had a clue what an ulcer might be. After speaking to all the pharmacists it was the spotty faced youth stacking the shelves in Albertson's who told me what I had was a canker.

Up the duff - If a woman is up the duff it means she is pregnant.

Very well - When someone says hello to you in England and asks how you are, please don't say good. Say you are "very well". Good is a behavioural thing, which would mean you are a good boy or girl and haven't been naughty today!! Which doesn't really answer the question, does it?

Vet - In England, vets look after the health of our animals and pets. They are rarely seen loitering on street corners, begging for work or money. The first American who told me he was a vet heard all about my dog before he put me straight! Whoops! You call them veterinarians I believe.

Wally - This is another term for someone who has been a bit stupid. Unlike the previous examples, this one is safe with the elderly or the young.

Wazzock - The same as a pillock - it's someone who has done something stupid. Not too offensive.

Weed - Every school has their fair share of weeds. They are the skinny little wimps that wear glasses and get picked on. A healthy part of growing up, I'm sure.

Woofter - If you are a gay man you might be called a "woolly woofter" or just woofter. This is one of the less offensive terms.

Wuss - Pronounced "woos" this is another word for a big girl's blouse, or namby pamby.

Yank - An American. The Brits refer to the Americans as "yanks" in general. Whether you are from the north or the south!

You lot - You guys. My Dad would often come and find my brothers and I up to no good. He would say "what are you lot up to"?




دیدگاه ها : () 




آخرین ویرایش: - -

Collocations

دوشنبه 31 تیر 1392 09:38 ق.ظ

نویسنده : داود اخلاقی


Tell me who you go with and I'll tell you who you are.

What is a collocation?

A collocation is two or more words that often go together. These combinations just sound "right" to native English speakers, who use them all the time. On the other hand, other combinations may be unnatural and just sound "wrong". Look at these examples:

Natural English... Unnatural English...
the fast train
fast food
the quick train
quick food
a quick shower
a quick meal
a fast shower
a fast meal

Why learn collocations?

  • Your language will be more natural and more easily understood.
  • You will have alternative and richer ways of expressing yourself.
  • It is easier for our brains to remember and use language in chunks or blocks rather than as single words.

How to learn collocations

  • Be aware of collocations, and try to recognize them when you see or hear them.
  • Treat collocations as single blocks of language. Think of them as individual blocks or chunks, and learn strongly support, not strongly + support.
  • When you learn a new word, write down other words that collocate with it (remember rightly, remember distinctly, remember vaguely, remember vividly).
  • Read as much as possible. Reading is an excellent way to learn vocabulary and collocations in context and naturally.
  • Revise what you learn regularly. Practise using new collocations in context as soon as possible after learning them.
  • Learn collocations in groups that work for you. You could learn them by topic (time, number, weather, money, family) or by a particular word (take action, take a chance, take an exam).
  • You can find information on collocations in any good learner's dictionary. And you can also find specialized dictionaries of collocations.

Types of Collocation

There are several different types of collocation made from combinations of verb, noun, adjective etc. Some of the most common types are:

  • Adverb + Adjective: completely satisfied (NOT downright satisfied)
  • Adjective + Noun: excruciating pain (NOT excruciating joy)
  • Noun + Noun: a surge of anger (NOT a rush of anger)
  • Noun + Verb: lions roar (NOT lions shout)
  • Verb + Noun: commit suicide (NOT undertake suicide)
  • Verb + Expression With Preposition: burst into tears (NOT blow up in tears)
  • Verb + Adverb: wave frantically (NOT wave feverishly







دیدگاه ها : () 




آخرین ویرایش: - -

نویسنده : داود اخلاقی


tense Affirmative/Negative/Question Use Signal Words
Simple Present A: He speaks.
N: He does not speak.
Q: Does he speak?
  • action in the present taking place once, never or several times
  • facts
  • actions taking place one after another
  • action set by a timetable or schedule
always, every …, never, normally, often, seldom, sometimes, usually
if sentences type I (If I talk, …)
Present Progressive A: He is speaking.
N: He is not speaking.
Q: Is he speaking?
  • action taking place in the moment of speaking
  • action taking place only for a limited period of time
  • action arranged for the future
at the moment, just, just now, Listen!, Look!, now, right now
Simple Past A: He spoke.
N: He did not speak.
Q: Did he speak?
  • action in the past taking place once, never or several times
  • actions taking place one after another
  • action taking place in the middle of another action
yesterday, 2 minutes ago, in 1990, the other day, last Friday
if sentence type II (If I talked, …)
Past Progressive A: He was speaking.
N: He was not speaking.
Q: Was he speaking?
  • action going on at a certain time in the past
  • actions taking place at the same time
  • action in the past that is interrupted by another action
when, while, as long as
Present Perfect Simple A: He has spoken.
N: He has not spoken.
Q: Has he spoken?
  • putting emphasis on the result
  • action that is still going on
  • action that stopped recently
  • finished action that has an influence on the present
  • action that has taken place once, never or several times before the moment of speaking
already, ever, just, never, not yet, so far, till now, up to now
Present Perfect Progressive A: He has been speaking.
N: He has not been speaking.
Q: Has he been speaking?
  • putting emphasis on the course or duration (not the result)
  • action that recently stopped or is still going on
  • finished action that influenced the present
all day, for 4 years, since 1993, how long?, the whole week
Past Perfect Simple A: He had spoken.
N: He had not spoken.
Q: Had he spoken?
  • action taking place before a certain time in the past
  • sometimes interchangeable with past perfect progressive
  • putting emphasis only on the fact (not the duration)
already, just, never, not yet, once, until that day
if sentence type III (If I had talked, …)
Past Perfect Progressive A: He had been speaking.
N: He had not been speaking.
Q: Had he been speaking?
  • action taking place before a certain time in the past
  • sometimes interchangeable with past perfect simple
  • putting emphasis on the duration or course of an action
for, since, the whole day, all day
Future I Simple A: He will speak.
N: He will not speak.
Q: Will he speak?
  • action in the future that cannot be influenced
  • spontaneous decision
  • assumption with regard to the future
in a year, next …, tomorrow
If-Satz Typ I (If you ask her, she will help you.)
assumption: I think, probably, perhaps
Future I Simple

(going to)

A: He is going to speak.
N: He is not going to speak.
Q: Is he going to speak?
  • decision made for the future
  • conclusion with regard to the future
in one year, next week, tomorrow
Future I Progressive A: He will be speaking.
N: He will not be speaking.
Q: Will he be speaking?
  • action that is going on at a certain time in the future
  • action that is sure to happen in the near future
in one year, next week, tomorrow
Future II Simple A: He will have spoken.
N: He will not have spoken.
Q: Will he have spoken?
  • action that will be finished at a certain time in the future
by Monday, in a week
Future II Progressive A: He will have been speaking.
N: He will not have been speaking.
Q: Will he have been speaking?
  • action taking place before a certain time in the future
  • putting emphasis on the course of an action
for …, the last couple of hours, all day long
Conditional I Simple A: He would speak.
N: He would not speak.
Q: Would he speak?
  • action that might take place
if sentences type II
(If I were you, I would go home.)
Conditional I Progressive A: He would be speaking.
N: He would not be speaking.
Q: Would he be speaking?
  • action that might take place
  • putting emphasis on the course / duration of the action
 
Conditional II Simple A: He would have spoken.
N: He would not have spoken.
Q: Would he have spoken?
  • action that might have taken place in the past
if sentences type III
(If I had seen that, I would have helped.)
Conditional II Progressive A: He would have been speaking.
N: He would not have been speaking.
Q: Would he have been speaking?
  • action that might have taken place in the past
  • puts emphasis on the course / duration of the action
 



دیدگاه ها : () 




آخرین ویرایش: - -

اصطلاحات کاربردی در زبان انگلیسی

دوشنبه 31 تیر 1392 09:32 ق.ظ

نویسنده : داود اخلاقی

برای تسلط کامل به زبان انگلیسی لازم است شما علاوه بر دانستن گرامر ، برای درک متون و مخصوصا بهبود مکالمات خود با اصطلاحات زبان انگلیسی آشنا باشید و بتوانید آز آنها استفاده کنید. در این پست 52 اصطلاح انگلیسی برای شما زبان آموزان عزیز قرار میدهم.


در حقیقتAs a matter of fact
به عنوان یک توریستAs a tourist
تا آنجا که من می دانمAs far as I know
همان طور که بهت گفتمAs I told you
طبق معمولAs usual
همان طور که می دانیAs you know
هر طور راحت تریAs you please
به هر قیمتی که شدهAt any cost
در نگاه اولAt first appearance
بالاخره پدرش راضی شدAt last her dad went along with that
در سن نه سالگیAt the age of nine
در حال حاضر ، اکنون ، حالاAt the moment
بزن به چاک ، برو پی کارتAway with you
مراقب باش ، مواظب باشBe careful
راحت باش (باشید) ، آسوده باشBe comfortable
خونسرد باشBee cool
صبور باشBe patient
مودب باشBe polite
ساکت باشBe quiet
مختصر ، توضیح بدهیدBe short in your remarks
ساکت باشBe silent
مُفید باشBe useful
آب از آسیاب افتادنBecome free of danger
چه باور کنی چه نکنیBelieve it or not
اگر در پارک یکدیگر را ببینیم بهتر استBetter if we meet in the park
بهتر است که دیر بشه تا اصلا نشهBetter late than never
بهتر است (مشاجره را ) تمومش کنیمBetter to cut it
مَرد که گریه نمی کنهBig boys don't cry
زبانت را گاز بگیرBite your tongue
هر دوتا تون ، هر دو ی شماBoth of you
پراکنده شویدBreak up
حساب حسابِ کاکا برادرBusiness is business
ولی از آن گذشتهBut that aside
اما از طرفی هم زیاد بی ربط نمی گوییدBut, then again you are not too far
کَره از شیر ساخته می شودButter is made from milk
دیگه حرف نزنButton your lip
هوایی ، از طریق هواBy air
بر حسب اتفاقBy any chance
شانسی ، اتفاقیBy chance
از روی علاقه ، قبلاBy heart
زمینیBy land
اشتباهاBy mistake
ابدا ، به هیچ وجه ، به هیچ طریق (وسیله)By no means
دریایی ، از طریق دریاBy sea
به لطف خداBy the grace of God
راستیBy the way
به من زنگ بزنCall me back
لغو کردن ، کنسل کردنCall of
می تونم روت حساب کنم؟? Can I count on you
می تونم برسونمت ؟ (با ماشین)?Can I give you a lift
می تونم برسونمت؟ ( با موتور یا دوچرخه)?Can I give you a ride
می تونم پیغام بگذارم؟?Can I leave a message




دیدگاه ها : () 




آخرین ویرایش: - -

قسمت پایانی شکل های سوالی

دوشنبه 31 تیر 1392 09:29 ق.ظ

نویسنده : داود اخلاقی


قسمت سوم و پایانی جملات سوالی و شکل های سوالی را شروع می کنیم. امیدوارم در این بخش نیز توانسته باشم آموزش های مفیدی در جهت هدف این وبلاگ که آموزش زبان انگلیسی ساده و برای همه می باشد ایجاد کرده باشم.

قسمت پایانی شکل های سوالی را آغاز میکینم.


چه چیزی بنظر می رسد که مشکل باشد ؟?what seems to be the trouble
حال شما چطور است ؟?how are you
حال شما چطور است ؟?how are you doing
شما چطور(هستید) ؟?how about you
او چند ساله است ؟?how old is she
(نظر) شما در مورد این (کشور) چگونه است؟?how do you like it here
چه مدت می مانید؟ (چه مدت اقامت می کنید؟)?how long are you staying
چه مدت اقامت خواهید کرد؟?how long will you be staying
چه مدت قصد دارید بمانید؟?how long do you plan to stay
شما چه تعداد می خواهید؟(چند تا می خواهی؟)?how many would you like
شما چه مقدار می خواهید؟ (چقدر می خواهی؟)?how much would you like
چه کسی داره تماس می گیره، لطفا؟ (لطفا خودتان را معرفی کنید؟)?who's calling, please
از کدام تخت خواب ، استفاده خواهید کرد؟?which bedroom will you use
شما اهل کجا هستید؟?where are you from
شما کجا دارید می روید؟?where are you going
شما کجا دارید می روید؟?where are you headed
کجا می توانم با شما تماس بگیرم؟?where can I contact you
چه موقع می توانید تشریف بیاورید؟?when can you come in





دیدگاه ها : () 




آخرین ویرایش: - -

قسمت دوم جملات سوالی در انگلیسی

دوشنبه 31 تیر 1392 09:27 ق.ظ

نویسنده : داود اخلاقی


بعد از مدتی وققه در ارائه مطالب آموزش زبان انگلیسی جدید ، در این پست بخش دوم جملات سوالی در انگلیسی را آغاز میکنیم.

قسمت دوم جملات سوالی در انگلیسی را با هم شروع می کنیم.


آیا شما هیچ دارویی خورده اید؟?have you taken any medication
آیا شما یک قرص نان دوست دارید؟ ( می خواهید)?would you like a loaf of bread
آیا شما مقداری مرغ (می خواهید) دوست دارید؟?would you like some chicken
آیا شما تعدادی گوجه فرنگی (می خواهید) دوست دارید؟?would you like some tomatoes
آیا دوست دارید که روی ذرت بو داده شما، کره باشد؟?would you like butter on your popcorn
آیا شما میل دارید که چیزی بنوشید؟?would you like something to drink
آیا شما چیز دیگری هم میل دارید؟?would you like anything else
بگو، آیا شما میل دارید گاهی اوقات بیرون بروید؟? say, would you like to go out sometimes 
آیا شما میل دارید سری بزنید و نگاهی به آپارتمان بیاندازید؟?would you like to come by and look at the apartment
آیا شما میل دارید گاهی اوقات تنیس بازی کنید؟? would you like to play Tennis sometimes
نام شما چیست؟ ? what's your name  
حالا اسم من چیست؟?now, what's my name
آدرس و شماره تلفن شما چیست؟?what's your address and phone number
درجه حرارت (تب) شما چند است؟?what's your temperature






دیدگاه ها : () 




آخرین ویرایش: - -



تعداد کل صفحات : 24 ... 7 8 9 10 11 12 13 ...